بررسی کتاب شعر "بلکه داها دئینمه دیم" نوشته صالح عطایی
هر از چندگاهی مجموعه شعری از شاعران این خطه به چاپ میرسد و منتشر میشود ولی فضای حاکم بر رسانه ها و انجمن های ادبی و مطبوعات محلی بطوری است که برخورد یا احیاناً استقبال از این آثار به سکوت برگزار میشود. ما برآنیم به بهانه شکستن این سننت رکود و سکوت ،نظری بر مجموعه شعرآذری "بلکه داهادئینمه دیم" صالح عطایی چاپ 76 بیفکنیم باشد که باب قدردانی و تشویق هنرمندان درعرصه فرهنگ و ادب باز شود سخن درمورد این مجموعه و بدعت ها و بدایع آن بسیاراست. آقای رضا سید حسینی نویسنده معاصر، مقدمه کوتاهی بر آن نوشته ا ست. "درشعر ترکی آذربایجان خودمان حادثه ای رخ داده است که هنوزچندان مشخص نیست اما بی تردید جلوه خواهد کرد،...."
درباره مقدمه پذیرفتن این امرکه در زبانهای دیگر شعر تعطیل شده است کمی مشکل به نظر میرسد. درباره روايی بودن شعرهاهم نظریه دیگری مطرح است که اگرشعری یک استعاره بلند است پس روایت نیست. بيست قطعه شعرآذری با ترجمه شهرام شیدایی و چوکاچکادکه ترجمه ها بلافاصله بعد از هرقطعه آورده شده است. ترجمه ها دارای نارساییهائی است و این یک دلیل غیر قابل ترجمه بودن آثار شعری خوب.
- شعر راستین نه به نثر بر می گردد نه به زبان خارجی –
شعرها اصطلاحاً سربست معادل قالب آزاد یا سپید بوده نیز، همه ازاوزان جویباری هجائی بهره می برد که ویژه زبانهایی مثل زبان آذری است .
وقتی یکی ازشعر های خوب مجموعه را می خوانی انگار چیزی درخاطرات رسوب می کند نقبی میزنی به گذشته و به آینده ات و ساعتی بعد، یا حتی روزهائی بعد دوباره همان چیز بر خاطرات می گذرد (تذکار) اینهم یک دلیل دیگر برای شعر موفق که در اصطلاح "ترنم پذیری "هم گفته میشود.
بیان ویژه دراشعار بطوری است که از کارکردهای احاله ای کاسته و به کارکردهای جوهری پرداخته است به زبان ساده تر وظیفه تبلیغ و پندوتعلیم و تربیت و غیره را به عهده سازمانهای دیگر گذاشته و با فراغ بالی درآسمان آبی بیان شاعرانه به پروازدرآمده است.
به جهت اندک بودن مجال در سه رویه به بررسی اجمالی اشعار این مجموعه می پردازیم .
1- در رویه اندامی و دستوری
الف) سازمان جملات شعری گاه از بیان طبیعی و دکلاماسیون محاوره استفاده می کند و گاه کژ راهیهائی نسبت به زبان طبیعی پیدا میکند که نو وبدیع به حساب می آیند. مثال:
بیلمیرم ده نییه سینی
نده ساحیل بوش
قالیب دیر
ساعاتلارلا سورا ایدی
ب) حذف فعل به صورت قرینه صورت نمی گیرد و عبارت های کلامی معلق نگه داشته میشود. مثال:
سن ساحیله باخان ائولر موحلاری سئوینجلی.
پ) استفاده نکردن از معادل آذری بعضی واژه ها که متداول گشته است مثال : دریا به جای دنیز
ت) اشتباهات در رسم الخط
ج) به خاطر اوردن سازههاي فارسی و ترجمه شعری تحت الفظی آن به زبان آذری
مثل : او گئجه لر بیر بولاقدان دورولور از تعبیر سرچشمه گرفتن
یا گوزللیک لر گوزله مه دن – به جای زیبایی ها ی غیرمنتظره
د) حشو زاید- مثال از آجی بولاق "بیر بولاق وار آجی دیر سویو" که می شدنوشت بیر بولاق وار سویو آجی
یا ازهمان شعر "من آخشاملار بوی آتان سسم" که یا من اضافه است یا ضمیر "م"
2- در رویه فضا شناختی :
حضور و ظهور تصویرهای استعاری و سازه های وصفي بکر و کم نظیر مثال:
آغلامادیقدان سونرا
بیر چاناق ایشیق تک چیپچالانیر آی
جالانیر جالانیر گوزلرینه آی
یا آیاق سسین اوره گیمه دولاشیر
دوداقلاری قیراغیندان آخیر گولوش
3- در رویه واژگانی
زبان بعنوان ذخیره همگانی واژه ها و ترکیبات واژگانی در اختیار همه قرار دارد باوجوداین هر شاعری دایره واژگانی ویژه ای دارد و به گزینش منحصر به فرد از این ذخیره دست میزند علیرغم اینکه نباید در برابر هر نشانه زبانشناختی یک محتوای محتوم روانی قرار داد اما وفور کاربرد یک سری واژه ها را می توان بعنوان کلید رمز، درگشودن قفل استعاره های یک شاعر به حساب آورد در این مجموعه واژگانی که بسامد بالایی دارند عبارتند از:
الف- قید واژه ها ی شک و تردید مثل بلکه ده (شاید) یا سانکی (انگار، مثل اینکه)
ب- واژه ها ی شرط از قبيل آنجاق ،آمما (ولی،اما،اگر)
وفور این واژه ها حکایت از اختصاصات عصرما دارد عصر شئی شدگی ،عصر قاطعیت تردید عصر روز مرگی،عصری که همه چیز در تزلزل و ناپایدار است.عصری که انسانهایش با صورتک درمقابل هم ظاهر میشوند، عصری که زارع آن از ترس مترسک دست ساز خودش به مزرعه نزدیک نمی شود و عصری که درآسیاب های آسمان خراش آن، عزت نفس انسانها آسیاب میشود،عصری که عدالت و فضیلت را با سکه معامله می کنند.
با یک نظر کلی میتوان گفت که در این مجموعه نحو زبان بدیع است و سازةهای وضعی و استعاری نو زیاد دیده میشود بیان در مواقعی بحرانی است که با لوازمش بسوی همگرائی كمي مشکل پیش میرود.
عنصرخیال و تصویر و تعلیق و نوعی گشایش در آخر شعرها با شگفتی زائی به چشم میخورد و سخن آخر اینکه بحران در زبان شعر آفرین است ولی بحران در موسیقی بیان بمثابه تولد نوزادی است که علیرغم داشتن سلامت فکر و روان از نقص عضو رنج میبرد و این بسی بهتر از انسانی است که دارای اعضاء واحشاء سالم باشد ولی عقب مانده ذهنی بماند شکی نیست که موجود کامل آن است که هم فرم و اسکلت وهم محتوی و درون مایه کاملی داشته باشد برا ی شاعر این مجموعه آرزوی بودن و سرودن داریم چنین باد.
غفور تقی اوغلی / هفته نامه آوای اردبیل شماره 15 - صفحه 4 / سه شنبه 21بهمن 1376
